بِسْمِ ٱللَّهِ ٱلرَّحْمَٰنِ ٱلرَّحِيمِ
به نام خداوند بخشنده و مهربان
الْحَمْدُ لِلّهِ رَبِّ الْعالَمِینَ، وَصَلَّی اللّهُ عَلَی سَیدِنا مُحَمَّدٍ نَبِیهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ تَسْلِیماً
ستایش مخصوص خداوند است، پروردگار جهانیان؛ و درود خدا بر سرور ما محمد، پیامبر او، و خاندانش باد، همراه با سلامی کامل.
اللَّهُمَّ لَكَ الْحَمْدُ عَلَى مَا جَرَى بِهِ قَضَاؤُكَ فِي أَوْلِيَائِكَ ٱلَّذِينَ ٱسْتَخْلَصْتَهُمْ لِنَفْسِكَ وَدِينِكَ
خدایا! سپاس تو را بر آنچه که قضای تو در حق اولیائت جاری ساخت—آنان که برای خودت و دینت خالص گرداندی و برگزیدی.
إِذِ اخْتَرْتَ لَهُمْ جَزِیلَ مَا عِنْدَک مِنَ النَّعِیمِ الْمُقِیمِ الَّذِی لَازَوالَ لَهُ وَلَا اضْمِحْلالَ
آنگاه که برای آنان از نعمتهای بزرگ و پایدار نزد خودت برگزیدی؛ نعمتهایی که نه زوال دارد و نه نابودی.
بَعْدَ أَنْ شَرَطْتَ عَلَیهِمُ الزُّهْدَ فِی دَرَجاتِ هذِهِ الدُّنْیا الدَّنِیةِ وَزُخْرُفِها وَزِبْرِجِها
پس از آنکه شرط کردی که از مقامات پست دنیای فانی و جلوههای فریبنده و زیباییهای آراسته آن دل بکنند.
فَشَرَطُوا لَک ذلِک، وَعَلِمْتَ مِنْهُمُ الْوَفاءَ بِهِ
آنان نیز شرط تو را پذیرفتند، و تو وفاداریشان را در دل و عملشان دانستی
فَقَبِلْتَهُمْ وَقَرَّبْتَهُمْ وَقَدَّمْتَ لَهُمُ الذِّکرَ الْعَلِی وَالثَّناءَ الْجَلِی
پس آنان را پذیرفتی، به خود نزدیکشان ساختی، و یاد بلند و ستایش آشکاری را برایشان مقرر کردی.
وَأَهْبَطْتَ عَلَیهِمْ مَلائِکتَک، وَکرَّمْتَهُمْ بِوَحْیک، وَ رَفَدْتَهُمْ بِعِلْمِک
و فرشتگانت را بر آنان فرود آوردی، با وحیات بزرگشان داشتی، و با علم خود پشتیبانیشان کردی
وَجَعَلْتَهُمُ الذَّرِیعَةَ إِلَیک، وَالْوَسِیلَةَ إِلَی رِضْوانِک
وان و آنان را وسیلهی رسیدن به سوی خودت و واسطهی نیل به رضوانت قرار دادی.
فَبَعْضٌ أَسْکنْتَهُ جَنَّتَک إِلَی أَنْ أَخْرَجْتَهُ مِنْها
پس برخی را در بهشت خود جای دادی، تا آنگاه که آنان را از آن بیرون آوردی.
(این جمله به حضرت آدم اشاره دارد، که ابتدا در بهشت جای داشت و سپس به زمین فرستاده شد.)
وَبَعْضٌ حَمَلْتَهُ فِی فُلْکک
و برخی دیگر را در کشتیات حمل کردی.
(اشاره به حضرت نوح علیهالسلام که همراه با مؤمنان سوار کشتی شد و از هلاکت رهایی یافت.)
وَنَجَّیتَهُ وَمَنْ آمَنَ مَعَهُ مِنَ الْهَلَکةِ بِرَحْمَتِک
و او را—و کسانی را که با او ایمان آوردند—به رحمتت از هلاکت نجات دادی.
(اشاره به حضرت نوح علیهالسلام که همراه با مؤمنان، از طوفان رهایی یافت.)
وَبَعْضٌ اتَّخَذْتَهُ لِنَفْسِک خَلِیلاً
و برخی را برای خود به عنوان دوست برگزیدی.
(اشاره به حضرت ابراهیم علیهالسلام که «خلیلالله» نامیده شد—دوست خاص خداوند.)
وَسَأَلَک لِسانَ صِدْقٍ فِی الْآخِرِینَ فَأَجَبْتَهُ
و از تو درخواست کرد که در میان آیندگان نام نیکی برایش قرار دهی؛ و تو خواستهاش را اجابت کردی.
وَجَعَلْتَ ذلِک عَلِیاً، وَبَعْضٌ کلَّمْتَهُ مِنْ شَجَرَةٍ تَکلِیماً
و آن را مقام والایی ساختی؛ و برخی دیگر را از میان درختی با او سخن گفتی، سخنی آشکار.
(اشاره به حضرت موسی علیهالسلام که از درخت طور، با خداوند سخن گفت.)
وَجَعَلْتَ لَهُ مِنْ أَخِیهِ رِدْءاً وَوَزِیراً
و برای او از برادرش پشتیبان و یاوری قرار دادی.
(اشاره به حضرت هارون که یاور حضرت موسی شد.)
وَبَعْضٌ أَوْلَدْتَهُ مِنْ غَیرِ أَبٍ
و برخی را بیآنکه پدری داشته باشند، به دنیا آوردی.
(اشاره به حضرت عیسی علیهالسلام که از مادرش حضرت مریم سلاماللهعلیها بدون پدر متولد شد.)
وَآتَیتَهُ الْبَیناتِ، وَأَیدْتَهُ بِرُوحِ الْقُدُسِ
و به او نشانههای آشکار دادی، و با روحالقدس او را یاری کردی.
وَکلٌّ شَرَعْتَ لَهُ شَرِیعَةً وَنَهَجْتَ لَهُ مِنْهاجاً، وَتَخَیرْتَ لَهُ أَوْصِیاءَ
و برای هر یک از آنان شریعتی وضع کردی، و راهی روشن ساختی، و برایشان اوصیایی برگزیدی.
مُسْتَحْفِظاً بَعْدَ مُسْتَحْفِظٍ، مِنْ مُدَّةٍ إِلَی مُدَّةٍ، إِقامَةً لِدِینِک
و نگهدارندهای پس از نگهدارندهای، از زمانی تا زمانی دیگر، برای برپایی دینت قرار دادی.
وَحُجَّةً عَلَی عِبادِک، وَ لِئَلَّا یزُولَ الْحَقُّ عَنْ مَقَرِّهِ
و حجتی بر بندگانت قرار دادی، تا حق از جایگاهش دور نشود.
وَیغْلِبَ الْباطِلُ عَلَی أَهْلِهِ وَلَا یقُولَ أَحَدٌ لَوْلا أَرْسَلْتَ إِلَینا رَسُولاً مُنْذِراً
و باطل بر اهلش چیره نشود، و کسی نگوید: چرا به سوی ما پیامآوری هشداردهنده نفرستادی؟
وَأَقَمْتَ لَنا عَلَماً هادِیاً فَنَتَّبِعَ آیاتِک مِنْ قَبْلِ أَنْ نَذِلَّ وَنَخْزی
و برای ما پرچم هدایتگری را برافراشتی تا پیش از آنکه خوار و رسوا شویم، از نشانههایت پیروی کنیم.
(این پرچم هدایت، اشاره به پیامبران، امامان و بالاخره حجت الهی یعنی امام زمان عج دارد.)
إِلَی أَنِ انْتَهَیتَ بِالْأَمْرِ إِلی حَبِیبِک وَنَجِیبِک مُحَمَّدٍ صَلَّی اللّهُ عَلَیهِ وآلِهِ
تا آنگاه که فرمانت را به دوست و برگزیدهات محمد (ص) سپردی.
فَکانَ کمَا انْتَجَبْتَهُ سَیدَ مَنْ خَلَقْتَهُ
و او همانگونه شد که او را برگزیده بودی: سرور همه آفریدگانت.
وَصَفْوَةَ مَنِ اصْطَفَیتَهُ، وَأَفْضَلَ مَنِ اجْتَبَیتَهُ
و برگزیدهترین کسانی که انتخاب کردی، و برترین کسانی که برگزیدی.
وَأَکرَمَ مَنِ اعْتَمَدْتَهُ، قَدَّمْتَهُ عَلَی أَنْبِیائِک
و گرامیترین کسی که به او اعتماد کردی؛ او را بر همه پیامبرانت مقدم داشتی.
وَبَعَثْتَهُ إِلَی الثَّقَلَینِ مِنْ عِبادِک
و او را برای همه انسانها و جنها از بندگانت، پیامآور ساختی.
وَأَوْطَأْتَهُ مَشارِقَک وَمَغارِبَک، وَسَخَّرْتَ لَهُ الْبُراقَ
و شرقها و غربهایت را برای او هموار کردی، و «بُراق» را برایش رام نمودی.
(اشاره به مرکب معراج پیامبر در شب معراج.)
وَعَرَجْتَ بِرُوحِهِ إِلَی سَمائِک
و روح او را به آسمانت عروج دادی.
(اشاره به معراج پیامبر (ص) و بالا برده شدن روحش به ملکوت.)
وَأَوْدَعْتَهُ عِلْمَ مَا کانَ وَمَا یکونُ إِلَی انْقِضاءِ خَلْقِک
و علم آنچه بوده و آنچه خواهد بود تا پایان آفرینش را در او به ودیعه نهادی.
ثُمَّ نَصَرْتَهُ بِالرُّعْبِ
سپس او را با ترس (در دل دشمنان) یاری دادی
وَحَفَفْتَهُ بِجَبْرَئِیلَ وَمِیکائِیلَ وَالْمُسَوِّمِینَ مِنْ مَلائِکتِک
و او را با جبرئیل و میکائیل و فرشتگان علامتدار از فرشتگانت احاطه کردی.
وَوَعَدْتَهُ أَنْ تُظْهِرَ دِینَهُ عَلَی الدِّینِ کلِّهِ وَلَوْ کرِهَ الْمُشْرِکونَ
و به او وعده دادی که دینش را بر همه ادیان برتری دهی، هرچند مشرکان ناخوش داشته باشند.
وَذلِک بَعْدَ أَنْ بَوَّأْتَهُ مُبَوَّأَ صِدْقٍ مِنْ أَهْلِهِ
و این، پس از آن بود که برای او جایگاهی راستین از میان خاندانش فراهم کردی.
وَجَعَلْتَ لَهُ وَلَهُمْ أَوَّلَ بَیتٍ وُضِعَ لِلنّاسِ لَلَّذِی بِبَکةَ مُبارَکاً وَ هُدی لِلْعالَمِینَ فِیهِ آیاتٌ بَیناتٌ مَقامُ إِبْراهِیمَ وَ مَنْ دَخَلَهُ کانَ آمِناً
و برای او و اهلش، نخستین خانهای که برای مردم بنا نهاده شد قرار دادی—در سرزمین مکه، خانهای مبارک و راهنما برای جهانیان؛ در آن نشانههایی روشن است، جایگاه ابراهیم است، و هر که وارد آن شود، در امان است.
وَقُلْتَ:«إِنَّما یرِیدُ اللّهُ لِیذْهِبَ عَنْکمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَیتِ وَ یطَهِّرَکمْ تَطْهِیراً»
و فرمودی: همانا خدا میخواهد پلیدی را از شما اهلبیت دور گرداند و شما را بهخوبی پاکیزه سازد.
ثُمَّ جَعَلْتَ أَجْرَ مُحَمَّدٍ صَلَواتُک عَلَیهِ وَآلِهِ مَوَدَّتَهُمْ فِی کتابِک
سپس پاداش محمد (درود تو بر او و خاندانش) را محبت خاندانش در کتابت قرار دادی.
فَقُلْتَ:«قُلْ لا أَسْئَلُکمْ عَلَیهِ أَجْراً إِلاَّ الْمَوَدَّةَ فِی الْقُرْبی»
پس گفتی: بگو، من بر این رسالت هیچ پاداشی از شما نمیخواهم مگر محبت به خویشاوندان.
وَقُلْتَ:«ما سَأَلْتُکمْ مِنْ أَجْرٍ فَهُوَ لَکمْ»
و فرمودی: هر پاداشی که از شما خواستم، به سود خودتان است.
وَقُلْتَ:«ما أَسْئَلُکمْ عَلَیهِ مِنْ أَجْرٍ إِلاّ مَنْ شاءَ أَنْ یتَّخِذَ إِلی رَبِّهِ سَبِیلاً»
و فرمودی: هیچ پاداشی از شما نمیخواهم، جز اینکه کسی بخواهد راهی به سوی پروردگارش برگزیند.
فَکانُوا هُمُ السَّبِیلَ إِلَیک
پس آنان، همان راه به سوی تو بودند.
وَالْمَسْلَک إِلَی رِضْوانِک
و همان مسیر رسیدن به رضایت تو
فَلَمَّا انْقَضَتْ أَیامُهُ أَقامَ وَلِیهُ عَلِی بْنَ أَبِی طالِبٍ صَلَواتُک عَلَیهِما وَآلِهِما هادِیاً
و چون روزگارش به پایان رسید، جانشینش علی بن ابیطالب را—درود تو بر آندو و خاندانشان—را به عنوان هدایتگر برپا داشتی.
إِذْ کانَ هُوَ الْمُنْذِرَ وَ «لِکلِّ قَوْمٍ هادٍ»
همان که هشداردهنده بود؛ و برای هر قومی راهنمایی هست.
فَقالَ وَالْمَلَأُ أَمامَهُ:مَنْ کنْتُ مَوْلاهُ فَعَلِی مَوْلاهُ
و در حضور جمع گفت: هر کس من مولای او هستم، علی نیز مولای اوست.
(اشاره به واقعه غدیر، و معرفی رسمی حضرت علی علیهالسلام بهعنوان جانشین پیامبر.)
اللّهُمَّ وَالِ مَنْ والاهُ، وَعادِ مَنْ عاداهُ، وَانْصُرْ مَنْ نَصَرَهُ
خدایا! دوست بدار کسی را که او را دوست میدارد، و دشمن باش با کسی که با او دشمنی میکند، و یاری کن یاریکنندگانش را.
وَاخْذُلْ مَنْ خَذَلَهُ، وَقالَ:مَنْ کنْتُ أَنَا نَبِیهُ فَعَلِی أَمِیرُهُ
و خوار کن کسانی را که او را خوار میسازند، و فرمود: هر کس من پیامبر او هستم، علی امیر اوست.
وَقالَ:أَنَا وَعَلِی مِنْ شَجَرَةٍ واحِدَةٍ وَسائِرُ النَّاسِ مِنْ شَجَرٍ شَتَّی
و فرمود: من و علی از یک ریشه و درخت هستیم، و دیگر مردم از درختهای پراکندهاند.
وَأَحَلَّهُ مَحَلَّ هَارُونَ مِنْ مُوسی، فَقال لَهُ:أَنْتَ مِنِّی بِمَنْزِلَةِ هارُونَ مِنْ مُوسی إِلّا أَنَّهُ لَانَبِی بَعْدِی
و او را در جایگاه هارون نسبت به موسی قرار داد؛ و فرمود: تو نسبت به من مانند جایگاه هارون نسبت به موسی هستی، جز آنکه پس از من پیامبری نخواهد بود.
وَزَوَّجَهُ ابْنَتَهُ سَیدَةَ نِساءِ الْعالَمِینَ
دخترش، سرور زنان جهانیان را، به همسری او درآورد.
وَأَحَلَّ لَهُ مِنْ مَسْجِدِهِ مَا حَلَّ لَهُ وَسَدَّ الْأَبْوابَ إِلّا بابَهُ
برای او از مسجد خود آنچه را که جایز بود حلال کرد، و همه درها را بست جز درِ خانهی او.
ثُمَّ أَوْدَعَهُ عِلْمَهُ وَحِکمَتَهُ
سپس دانش و حکمت خود را به او سپرد.
فَقالَ:أَنَا مَدِینَةُ الْعِلْمِ وَعَلِی بابُها
فرمود: من شهر دانشم، و علی دروازهی آن است.
فَمَنْ أَرادَ الْمَدِینَةَ وَالْحِکمَةَ فَلْیأْتِها مِنْ بابِها
پس کسی که میخواهد وارد شهر دانش و حکمت شود، باید از دروازهی آن وارد شود (یعنی علی).
ثُمَّ قالَ:أَنْتَ أَخِی وَوَصِیی وَوارِثِی
سپس فرمود: تو برادر منی، و وصی و وارث من هستی.
لَحْمُكَ مِنْ لَحْمِي وَدَمُک مِنْ دَمِی، وَسِلْمُک سِلْمِی، وَحَرْبُک حَرْبِی
گوشت تو از گوشت من است و خون تو از خون من است، صلح تو، صلح من است، و جنگ تو، جنگ من است.
وَالْإِیمانُ مُخالِطٌ لَحْمَک وَدَمَک کمَا خالَطَ لَحْمِی وَدَمِی
و ایمان، با گوشت و خون تو آمیخته شده، همانگونه که با گوشت و خون من درآمیخته.
وَأَنْتَ غَداً عَلَی الْحَوْضِ خَلِیفَتِی
و فردا (در قیامت) کنار حوض کوثر، جانشین من خواهی بود.
وَأَنْتَ تَقْضِی دَینِی، وَتُنْجِزُ عِداتِی
و تو بدهیهای مرا ادا خواهی کرد، و وعدههایم را به انجام خواهی رساند.
وَشِیعَتُک عَلَی مَنابِرَ مِنْ نُورٍ مُبْیضَّةً وُجُوهُهُمْ حَوْلِی فِی الْجَنَّةِ وَهُمْ جِیرانِی
و پیروانت، بر منبرهایی از نور، با چهرههایی درخشان، پیرامون من در بهشت خواهند بود؛ آنان همسایگان من هستند.
وَلَوْلا أَنْتَ یا عَلِی لَمْ یعْرَفِ الْمُؤْمِنُونَ بَعْدِی
و اگر تو نبودی ای علی، مؤمنان بعد از من شناخته نمیشدند.
وَکانَ بَعْدَهُ هُدی مِنَ الضَّلالِ
و پس از او، راهنمایی از گمراهی بود
وَنُوراً مِنَ الْعَمی، وَحَبْلَ اللّهِ الْمَتِینَ، وَصِراطَهُ الْمُسْتَقِیمَ
و نوری از تاریکی، و ریسمان محکم الهی، و راه راست او بود.
لَایسْبَقُ بِقَرابَةٍ فِی رَحِمٍ، وَلَا بِسابِقَةٍ فِی دِینٍ
کسی در نزدیکی نسبی با پیامبر، یا پیشی در دین، بر او سبقت نگرفت.
وَلَا یلْحَقُ فِی مَنْقَبَةٍ مِنْ مَناقِبِهِ
و در هیچ یک از فضائل او کسی به او نمیرسد
حْذُو حَذْوَ الرَّسُولِ صَلَّی اللّهُ عَلَیهِما وَآلِهِما
در جای پای پیامبر خدا ﷺ گام نهاد، و همانند او مسیر حق را پیمود.
وَیقاتِلُ عَلَی التَّأْوِیلِ، وَلَا تَأْخُذُهُ فِی اللّهِ لَوْمَةُ لائِمٍ
با جان و باور از حقیقت نهفته آیات دفاع کرد، بیآنکه از سرزنش سرزنشگران در راه خدا بیمی به دل گیرد.
قَدْ وَتَرَ فِیهِ صَنادِیدَ الْعَرَبِ
سرفرازانه شمشیر زد بر سران مغرور عرب؛ بیملاحظه، بیتساهل.
وَقَتَلَ أَبْطالَهُمْ، وَناوَشَ ذُؤْبانَهُمْ
قهرمانانشان را بر خاک انداخت، و با گرگان صحنه جنگ درآویخت.
فَأَوْدَعَ قُلُوبَهُمْ أَحْقاداً بَدْرِیةً وَخَیبَرِیةً وَحُنَینِیةً وَغَیرَهُنَّ
و دلهایشان را آکنده ساخت از کینههای بدر، خیبر، حُنین، و دیگر جنگهای تلخ گذشته.
فَأَضَبَّتْ عَلَی عَداوَتِهِ، وَأَکبَّتْ عَلَی مُنابَذَتِهِ
دشمنی با او را به جان خریدند، و سراپا در مخالفتش فرو رفتند.
حَتَّی قَتَلَ النَّاکثِینَ وَالْقاسِطِینَ وَالْمارِقِینَ
تا آنجا که پیمانشکنان، ستمگران، و شورشگران را در میدان نبرد فرو نشاند و نابود ساخت.
وَلَمَّا قَضی نَحْبَهُ وَقَتَلَهُ أَشْقَی الْآخِرِینَ یتْبَعُ أَشْقَی الْأَوَّلِینَ
با پیمان خویش وفا کرد، تا آنکه شقیترینِ واپسین دوران او را کُشت؛ همان که دنبالهرو شقیترین انسانهای نخستین بود.
لَمْ یمْتَثَلْ أَمْرُ رَسُولِ اللّهِ صَلَّی اللّهُ عَلَیهِ وَآلِهِ فِی الْهادِینَ بَعْدَ الْهادِینَ
فرمان پیامبر خدا ﷺ در حق هدایتگرانِ پس از هدایتگران، نادیده گرفته شد؛ بیاعتنا به رسالت آسمانی.
وَالْأُمَّةُ مُصِرَّةٌ عَلَی مَقْتِهِ
و امت، سرسختانه بر نفرت و دشمنی با او پافشاری ورزیدند.
مُجْتَمِعَةٌ عَلَی قَطِیعَةِ رَحِمِهِ
و در قطع پیوند خویشاوندی با او، همداستان و متحد شدند.
وَ إِقْصاءِ وُلَْدِهِ
و فرزندانش را از جایگاهشان دور ساختند، رانده از مرکز حق.
إِلّا الْقَلِیلَ مِمَّنْ وَفَی لِرِعایةِ الْحَقِّ فِیهِمْ
جز اندکانی، که در رعایت حق نسبت به خاندان او، وفادار ماندند.
فَقُتِلَ مَنْ قُتِلَ
آنان که کشته شدند، جان خویش را در راه حق فدا کردند...
وَسُبِی مَنْ سُبِی
و آنان که به بند افتادند، در مسیر رسالت اسیر شدند...
وَأُقْصِی مَنْ أُقْصِی
و آنان که دور شدند، به ناحق از میدان حقیقت کنار زده شدند.
وَجَرَی الْقَضاءُ لَهُمْ بِمَا یرْجی لَهُ حُسْنُ الْمَثُوبَةِ
و حکم الهی در حق ایشان جاری گشت، امیدبخش پاداشی نیکو از سوی پروردگار.
إِذْ کانَتِ الْأَرْضُ لِلّهِ «یورِثُها مَنْ یشاءُ مِنْ عِبادِهِ وَالْعاقِبَةُ لِلْمُتَّقِینَ»
و یاور کسانی که جز تو یاوری ندارند
«وَ سُبْحانَ رَبِّنا إِنْ کانَ وَعْدُ رَبِّنا لَمَفْعُولاً»
و منزه است پروردگارمان، که وعدهاش حقیقتی بیتأخیر و بیتخلف است.
وَلَنْ یخْلِفَ اللّهُ وَعْدَهُ وَهُوَ الْعَزِیزُ الْحَکیمُ
و هرگز خدا وعدهاش را خلاف نمیگذارد؛ که او عزیز و حکیم است.
فَعَلَی الْأَطائِبِ مِنْ أَهْلِ بَیتِ مُحَمَّدٍ وَعَلِی صَلَّی اللّهُ عَلَیهِما وَآلِهِما فَلْیبْک الْباکونَ
پس باید که گریانها بر پاکانِ خاندان محمّد و علی ﷺ بگریند؛ آن گُلهای مظلومِ حقیقت.
وَ إِیاهُمْ فَلْینْدُبِ النَّادِبُونَ
و ندبهکنندگان بر ایشان ندبه کنند؛ بر مظهر هدایت، و بر حجتهای ربانی.
وَ لِمِثْلِهِمْ فَلْتَذْرِفِ الدُّمُوعُ
برای همانند آنان، باید اشکها جاری شوند؛ بر غربت نور، در ظلمت روزگار.
وَلْیصْرُخِ الصَّارِخُونَ
فریادگران، فریاد زنند؛ برای گشایش، برای دیدار وعدهدار.
وَیضِجَّ الضَّاجُّونَ
و ضجهزنندگان، ضجه زنند؛ در تمنای طلوع صبحِ وصال.
وَیعِجَّ الْعاجُّونَ
و دعاگویان، با تمنای شتاب، ناله کنند؛ که ظهور را نزدیک میدانند، اگرچه برخی آن را دور میپندارند.
أَینَ الْحَسَنُ؟ أَینَ الْحُسَینُ؟ أَینَ أَبْناءُ الْحُسَینِ؟
کجایند حسن؟ کجایند حسین؟ کجایند فرزندان پاک حسین؟
صالِحٌ بَعْدَ صالِحٍ، وَصادِقٌ بَعْدَ صادِقٍ، أَینَ السَّبِیلُ بَعْدَ السَّبِیلِ
صالحی پس از صالحی، صادقی پس از صادقی... کجاست راهی پس از راهی؟ کجاست مسیر حق که از نسلی به نسل دیگر سپرده شد؟
أَینَ الْخِیرَةُ بَعْدَ الْخِیرَةِ؟
کجایند برگزیدگان پس از برگزیدگان؟ آنان که چراغ هدایت بودند، یکی پس از دیگری...
أَینَ الشُّمُوسُ الطَّالِعَةُ؟
کجایند خورشیدهای تابانِ حقیقت؟ آن طلوعکنندگان بر ظلمت روزگار؟
أَینَ الْأَقْمارُ الْمُنِیرَةُ؟
کجایند ماههای نوربخشِ هدایت؟ آنان که در شبهای سرد، روشنی بخشیدهاند...
أَینَ الْأَنْجُمُ الزَّاهِرَةُ؟
کجایند ستارگان درخشان؟ نشانههای آسمانی ایمان و بصیرت...
أَینَ أَعْلامُ الدِّینِ وَقَواعِدُ الْعِلْمِ؟
کجایند پرچمداران دین؟ ستونهای علم و اندیشه؟ آن نگاهبانان مرزهای معرفت...
أَینَ بَقِیةُ اللّهِ الَّتِی لَاتَخْلُو مِنَ الْعِتْرَةِ الْهادِیةِ؟
کجاست باقیماندهی خدا؟ آن چراغ خاموشناشدنی از نسل هدایتگرِ پیامبر؟ حجت موعود…
أَینَ الْمُعَدُّ لِقَطْعِ دابِرِ الظَّلَمَةِ؟
کجاست آن آمادهشده برای ریشهکَنی ستمگران؟ که زمین از زخم ظلم خسته شده...
أَینَ الْمُنْتَظَرُ لِإِقامَةِ الْأَمْتِ وَالْعِوَجِ؟
کجاست آن منتظر، برای برپاداشتن راستی و ستردن کجیها؟ برای بهسامان کردن این آشفتگی...
أَینَ الْمُرْتَجی لِإِزالَةِ الْجَوْرِ وَالْعُدْوانِ؟
کجاست آن امید برآورنده برای برچیدن جور و ستم؟ برای زدودن غبار ظلم از چهرهی زمان...
أَینَ الْمُدَّخَرُ لِتَجْدِیدِ الْفَرائِضِ وَالسُّنَنِ؟
کجاست آن ذخیرهشدهی الهی، برای نوگردانیِ واجبات و سنتهای فراموششده؟
أَینَ الْمُتَخَیرُ لِإِعادَةِ الْمِلَّةِ وَالشَّرِیعَةِ؟
کجاست برگزیدهی بازگردانندهی ملت و شریعت به اصل زلال و بیآلایششان؟
أَینَ الْمُؤَمَّلُ لِإِحْیاءِ الْکتابِ وَحُدُودِهِ؟
کجاست امیدِ زندهکنندهی کتاب خدا و مرزهای احکامش؟
أَینَ مُحْیی مَعالِمِ الدِّینِ وَأَهْلِهِ؟
کجاست احیاکنندهی نشانههای دین، و جانبخش اهل ایمان؟
أَینَ قاصِمُ شَوْکةِ الْمُعْتَدِینَ؟
کجاست درهمشکنندهی قدرت و تیغ ستمگران؟ آن نجاتبخشِ عدالتخواه…
أَینَ هادِمُ أَبْنِیةِ الشِّرْک وَالنِّفاقِ؟
کجاست ویرانکنندهی کاخهای شرک و نفاق؟ آنکه اساس فریب را فرو خواهد ریخت...
أَینَ مُبِیدُ أَهْلِ الْفُسُوقِ وَالْعِصْیانِ وَالطُّغْیانِ؟
کجاست نابودکنندهی اهل فسق، نافرمانی و طغیان؟ آن فریاد خاموششدهی مظلومان را پاسخگو...
أَینَ حاصِدُ فُرُوعِ الْغَی وَالشِّقاقِ
کجاست دروکنندهی شاخههای گمراهی و تفرقه؟ آنکه وحدت را دوباره معنا میبخشد...
أَینَ طامِسُ آثارِ الزَّیغِ وَالْأَهْواءِ؟
کجاست پاککنندهی ردّ گمراهی و هویپرستی؟ آنکه راه را روشن میسازد...
أَینَ قاطِعُ حَبائِلِ الْکذْبِ وَالافْتِراءِ؟
کجاست برندهی بندهای دروغ و افترا؟ که حق را از پردهی ابهام بیرون کشد...
أَینَ مُبِیدُ الْعُتاةِ وَالْمَرَدَةِ؟
کجاست نابودکنندهی ستمگران سرکش و یاغیان؟ آنکه هراسِ ستم را به امن بدل میکند...
أَینَ مُسْتَأْصِلُ أَهْلِ الْعِنادِ وَالتَّضْلِیلِ وَالْإِلْحادِ؟
کجاست ریشهکَنِ لجاجتپیشگان، گمراهکنندگان و منکران راه؟ آنکه ظلمت را در هم میکوبد...
أَینَ مُعِزُّ الْأَوْلِیاءِ وَمُذِلُّ الْأَعْداءِ؟
کجاست عزتبخشِ اولیای خدا، و خوارکنندهی دشمنان حق؟
أَینَ جامِعُ الْکلِمَةِ عَلَی التَّقْوی؟
کجاست گردآورندهی دلها بر مدار تقوا؟ آنکه تفرقه را یکرنگی خواهد ساخت...
أَینَ بابُ اللّهِ الَّذِی مِنْهُ یؤْتی؟
کجاست درگاه خداوند، که راه رسیدن به او از آنجا آغاز میشود؟
أَینَ وَجْهُ اللّهِ الَّذِی إِلَیهِ یتَوَجَّهُ الْأَوْلِیاءُ؟
کجاست آن جلوهی الهی، که اولیای خدا با همه وجود به سویش رو میکنند؟
أَینَ السَّبَبُ الْمُتَّصِلُ بَینَ الْأَرْضِ وَالسَّماءِ؟
کجاست آن پیوند آسمانی، که زمین را به ملکوت مرتبط میسازد؟ همان واسطهی رحمت، همان منبع فیض…
أَینَ صاحِبُ یوْمِ الْفَتْحِ وَناشِرُ رایةِ الْهُدی؟
کجاست صاحب روز گشایش، و افرازندهی پرچم هدایت؟ آنکه با طلوعش، مسیر حقیقت نمایان میشود...
أَینَ مُؤَلِّفُ شَمْلِ الصَّلاحِ وَالرِّضا
کجاست جمعکنندهی پراکندگی صلاح و رضای الهی؟ آنکه دلها را به مهر و هدایت پیوند میزند...
أَینَ الطَّالِبُ بِذُحُولِ الْأَنْبِیاءِ وَأَبْناءِ الْأَنْبِیاءِ؟
کجاست آن مطالبهکنندهی حق پیامبران و فرزندانشان؟ عدالتطلبِ تاریخ، دادخواه مظلومان...
أَینَ الطَّالِبُ بِدَمِ الْمَقْتُولِ بِکرْبَلاءَ؟
کجاست آن طلبکنندهی خون شهید کربلا؟ مهدی منتقم، صداکنندهی حقیقتِ عاشورا...
أَینَ الْمَنْصُورُ عَلَی مَنِ اعْتَدی عَلَیهِ وَافْتَری؟
کجاست آن یارییافته در برابر ظالمان و افتراگران؟ که حقیقت را از زیر خاکستر تحریف بیرون میآورد...
أَینَ الْمُضْطَرُّ الَّذِی یجابُ إِذا دَعا؟
کجاست آن مضطر، آن دلسوختهی منتظر، که دعایش مستجاب میشود؟ صدای نالهی امت، که به درگاه رحمت برخاسته است...
أَینَ صَدْرُ الْخَلائِقِ ذُو الْبِرِّ وَالتَّقْوی؟
کجاست پیشوای خلایق، آراسته به نیکی و پرهیزگاری؟ آنکه اخلاق آسمانیاش، دلها را صیقل میدهد...
أَینَ ابْنُ النَّبِی الْمُصْطَفی، وَابْنُ عَلِی الْمُرْتَضی
کجاست فرزند پیامبر برگزیده، و پسر علی مرتضی؟ ادامهی سلالهی نور، وارث اسرار نبوت و امامت...
وَابْنُ خَدِیجَةَ الْغَرَّاءِ، وَابْنُ فاطِمَةَ الْکبْرَی؟
کجاست فرزند خدیجهی پاکدامن، و فاطمهی بزرگ؟ زادهی طهارت، گوهر ناب ولایت...
بِأَبِی أَنْتَ وَأُمِّی وَنَفْسِی لَک الْوِقاءُ وَالْحِمی
فدای تو باد پدرم، مادرم، و جانم؛ تویی پناه من، حصار من، امید من...
یا ابْنَ السَّادَةِ الْمُقَرَّبِینَ، یا ابْنَ النُّجَباءِ الْأَکرَمِینَ
ای فرزند بزرگان نزدیکدرگاه خدا، ای فرزند برگزیدگانِ گرامی...
یا ابْنَ الْهُداةِ الْمَهْدِیینَ، یا ابْنَ الْخِیرَةِ الْمُهَذَّبِینَ
ای فرزند هدایتگران هدایتیافته، ای ثمرهی برگزیدگان پاکمنش...
یا ابْنَ الْغَطارِفَةِ الْأَنْجَبِینَ، یا ابْنَ الْأَطائِبِ الْمُطَهَّرِینَ
ای فرزند نجبای کریم، ای زادهی پاکانِ طاهِر...
یا ابْنَ الْخَضارِمَةِ الْمُنْتَجَبِینَ، یا ابْنَ الْقَماقِمَةِ الْأَکرَمِینَ
ای فرزند دلیران برگزیده، ای فرزند کریمان بلندمرتبه...
یا ابْنَ الْبُدُورِ الْمُنِیرَةِ، یا ابْنَ السُّرُجِ الْمُضِیئَةِ
ای زادهی ماههای تابان، ای فرزند چراغهای فروزان هدایت...
یا ابْنَ الشُّهُبِ الثَّاقِبَةِ، یا ابْنَ الْأَنْجُمِ الزَّاهِرَةِ
ای فرزند شهابهای روشنگر، ای زادهی ستارگان درخشان حقیقت...
یا ابْنَ السُّبُلِ الْواضِحَةِ، یا ابْنَ الْأَعْلامِ اللَّائِحَةِ
ای فرزند راههای روشن، ای زادهی نشانههای آشکار حق...
یا ابْنَ الْعُلُومِ الْکامِلَةِ، یا ابْنَ السُّنَنِ الْمَشْهُورَةِ
ای زادهی علوم کامل، ای فرزند سنتهای ماندگار و مشهور...
یا ابْنَ الْمَعالِمِ الْمَأْثُورَةِ، یا ابْنَ الْمُعْجِزاتِ الْمَوْجُودَةِ
ای فرزند نشانههای ماندگار، ای زادهی معجزات حاضر در میان ما...
یا ابْنَ الدَّلائِلِ الْمَشْهُودَةِ، یا ابْنَ الصِّراطِ الْمُسْتَقِیمِ
ای فرزند دلایل آشکار، ای زادهی راه مستقیم خداوند...
یا ابْنَ النَّبَاَ الْعَظِیمِ
ای فرزند خبر بزرگ، بشارت بزرگ ظهور و وعده خداوند!
یا ابْنَ مَنْ هُوَ فِی أُمِّ الْکتابِ لَدَی اللّهِ عَلِی حَکیمٌ
ای فرزند کسی که در لوح محفوظ و نزد خداوند، بلندمرتبه و حکیم است...
یا ابْنَ الْآیاتِ وَالْبَیناتِ
ای فرزند نشانهها و دلیلهای آشکار و روشن...
یا ابْنَ الدَّلائِلِ الظَّاهِراتِ
ای فرزند دلایل آشکار و جلوهگر هدایت الهی...
یا ابْنَ الْبَراهِینِ الْواضِحاتِ الْباهِراتِ
ای زادهی برهانهای روشن و درخشان، چون آفتاب حقیقت...
یا ابْنَ الْحُجَجِ الْبالِغاتِ
ای فرزند حجتهایی که نهایت کمال و اثرگذاری را دارند...
یا ابْنَ النِّعَمِ السَّابِغاتِ، یا ابْنَ طه وَالْمُحْکماتِ
ای فرزند نعمتهای فراگیر، ای زادهی «طه» و آیات محکم قرآن...
یا ابْنَ یس وَالذَّارِیاتِ، یا ابْنَ الطُّورِ وَالْعادِیاتِ
ای فرزند «یس» و «ذراریات»، ای زادهی کوهطور و تندروان راه حق...
یا ابْنَ مَنْ دَنا فَتَدَلَّی فَکانَ قابَ قَوْسَینِ أَوْ أَدْنی دُنُوّاً وَاقْتِراباً مِنَ الْعَلِی الْأَعْلی
ای فرزند آنکه به بالاترین مقام قرب الهی رسید، آنگاه که نزدیک شد و نزدیکتر، تا جایگاه قاب قوسین یا کمتر از آن...
لَیتَ شِعْرِی أَینَ اسْتَقَرَّتْ بِک النَّوی؟
ای کاش میدانستم که دوری، تو را در کجا مستقر ساخته؟
بَلْ أَی أَرْضٍ تُقِلُّک أَوْ ثَری؟
کدامین زمین تو را در آغوش دارد؟ کدامین خاک میزبان قدمهای نورانی توست؟
أَبِرَضْوی أَوْ غَیرِها أَمْ ذِی طُوی؟
آیا در سرزمین رضوی، یا جایی دیگر؟ یا شاید در «ذی طوی»، همانجا که راز ظهور نهفته است؟
عَزِیزٌ عَلَی أَنْ أَرَی الْخَلْقَ وَلَا تُری
چه سخت است که مردمان را ببینم اما تو دیده نشوی...
وَلَا أَسْمَعَ لَک حَسِیساً وَلَا نَجْوی
و هیچ زمزمهای و صدایی از تو به گوش نرسد...
عَزِیزٌ عَلَی أَنْ تُحِیطَ بِک دُونِی الْبَلْوَی وَلَا ینالَُک مِنِّی ضَجِیجٌ وَلَا شَکوی
چه سخت است بلایی تو را فرا گیرد و من نتوانم فریاد یا شکایتی در حمایتت سر دهم...
بِنَفْسِی أَنْتَ مِنْ مُغَیبٍ لَمْ یخْلُ مِنَّا
به جانم قسم، تو پنهانی اما لحظهای از یادمان نرفتهای...
بِنَفْسِی أَنْتَ مِنْ نازِحٍ مَا نَزَحَ عَنَّا
به جانم قسم، تو دوری اما در دلهای ما نزدیکتر از همهای...
بِنَفْسِی أَنْتَ أُمْنِیةُ شائِقٍ یتَمَنَّی مِنْ مُؤْمِنٍ وَمُؤْمِنَةٍ ذَکرا فَحَنَّا
به جانم قسم، تو آرزوی هر عاشق منتظری هستی؛ مرد و زن، یاد تو را در دل دارند و از شوق تو میسوزند...
بِنَفْسِی أَنْتَ مِنْ عَقِیدِ عِزٍّ لَایسامی
به جانم قسم، تو گنجینهای از عزت که همتایی نداری...
بِنَفْسِی أَنْتَ مِنْ أَثِیلِ مَجْدٍ لَایجارَی
به جانم قسم، تو از خاندان افتخاری هستی که هیچکس با آنان برابری نمیکند...
بِنَفْسِی أَنْتَ مِنْ تِلادِ نِعَمٍ لَاتُضاهی
به جانم قسم، تو وارث نعمتهایی هستی که بیهمتاست...
بِنَفْسِی أَنْتَ مِنْ نَصِیفِ شَرَفٍ لَایساوَی
به جانم قسم، تو از نصیب شرافتی برخورداری که هیچکس به پایش نمیرسد...
إِلی مَتَی أَحارُ فِیک یا مَوْلای وَ إِلَی مَتَی؟
تا کِی در حیرت و سرگردانیات باشم، ای مولای من؟ تا کِی؟
وَأَی خِطابٍ أَصِفُ فِیک وَأَی نَجْوَی؟
با چه سخنی تو را وصف کنم؟ با چه زمزمهای با تو نجوا کنم؟
عَزِیزٌ عَلَی أَنْ أُجَابَ دُونَک وَأُناغَی
دردناک است که پاسخ بگیرم ولی نه از تو؛ با کسی گفتگو کنم، اما نه با تو...
عَزِیزٌ عَلَی أَنْ أَبْکیک وَیخْذُلَک الْوَرَی
دردناک است که بر تو گریه کنم و مردمان تو را یاری نکنند...
عَزِیزٌ عَلَی أَنْ یجْرِی عَلَیک دُونَهُمْ مَا جَرَی
دردناک است که رنجی بر تو روا شود و دیگران بیخبر باشند...
مِنْ مُعِینٍ فَأُطِیلَ مَعَهُ الْعَوِیلَ وَالْبُکاءَ؟
آیا یاوری هست تا همراهش ناله کنم، و اشک بریزم؟
هَلْ مِنْ جَزُوعٍ فَأُساعِدَ جَزَعَهُ إِذا خَلا؟
آیا دلسوختهای هست که در خلوت اندوهش، با او همدردی کنم؟
هَلْ قَذِیتْ عَینٌ فَساعَدَتْها عَینِی عَلَی الْقَذَی
آیا چشمی آزرده شده که چشمم بتواند همراهش اشک بریزد؟
هَلْ إِلَیک یابْنَ أَحْمَدَ سَبِیلٌ فَتُلْقی؟
ای فرزند احمد! آیا راهی به سوی تو هست تا بتوان با تو دیدار کرد؟
هَلْ یتَّصِلُ یوْمُنا مِنْک بِعِدَةٍ فَنَحْظی؟
آیا روزیمان به وعدهی تو خواهد رسید تا سرفراز شویم؟
مَتَی نَرِدُ مَناهِلَک الرَّوِیةَ فَنَرْوَی؟
کی است که بر چشمهسار سیرابکنندهی تو وارد شویم و سیراب گردیم؟
مَتَی نَنْتَقِعُ مِنْ عَذْبِ مائِک فَقَدْ طالَ الصَّدی؟
کی از آب شیرین تو بهرهمند میشویم؟ عطشمان طولانی شده است...
مَتی نُغادِیک وَنُراوِحُک فَنُقِرَّ عَیناً؟
کی صبح و شام با تو باشیم، و دلمان آرام گیرد؟
مَتی تَرانا وَ نَراک وَقَدْ نَشَرْتَ لِواءَ النَّصْرِ تُرَی أَتَرَانا نَحُفُّ بِک وَأَنْتَ تَؤُمُّ الْمَلَأَ وَقَدْ مَلَأْتَ الْأَرْضَ عَدْلاً
کی تو را ببینیم و تو ما را ببینی، در حالی که پرچم پیروزی را برافراشتهای؟ آیا خواهی دید ما گرد تو حلقه زدهایم و تو پیشوای جمعی هستی که زمین را از عدالت سرشار ساختهای؟
وَأَذَقْتَ أَعْداءَک هَواناً وَعِقاباً
و دشمنانت را به ذلت و مجازات چشاندهای...
وَأَبَرْتَ الْعُتاةَ وَجَحَدَةَ الْحَقِّ
و سرکشها و منکران حقیقت را نابود کردهای...
وَقَطَعْتَ دابِرَ الْمُتَکبِّرِینَ
ریشهی متکبران را از بیخ و بن برکندهای...
وَاجْتَثَثْتَ أُصُولَ الظَّالِمِینَ
و اصل و اساس ظلم را نابود کردهای...
وَنَحْنُ نَقُولُ:الْحَمْدُ لِلّهِ رَبِّ الْعالَمِینَ
و ما میگوییم: ستایش برای خداوند، پروردگار جهانیان است
اللّهُمَّ أَنْتَ کشَّافُ الْکرْبِ [الْکرَبِ] وَالْبَلْوَی
خدایا، تویی که سختیها و بلاها را از میان برمیداری
وَ إِلَیک أَسْتَعْدِی فَعِنْدَک الْعَدْوَی
به تو شکایت میبرم، که بازگشت همه سوی توست...
وَأَنْتَ رَبُّ الْآخِرَةِ وَالدُّنْیا
و تو پروردگار آخرت و دنیایی...
فَأَغِثْ یا غِیاثَ الْمُسْتَغِیثِینَ عُبَیدَک الْمُبْتَلی
پس یاریم کن ای فریادرس فریادخواهان، این بندهی گرفتار را دریاب...
وَأَرِهِ سَیدَهُ یا شَدِیدَ الْقُوَی
و آقایش را به او بنما، ای نیرومند توانمند...
وَأَزِلْ عَنْهُ بِهِ الْأَسَی وَالْجَوَی
و غم و اندوه را به واسطهی او از دلش بزدای...
وَبَرِّدْ غَلِیلَهُ یا مَنْ عَلَی الْعَرْشِ اسْتَوَی
و آتش سوزان درونش را آرام کن، ای آنکه بر عرش نشستهای...
وَمَنْ إِلَیهِ الرُّجْعی وَالْمُنْتَهی
و کسی که بازگشت و پایان به سوی اوست...
اللّهُمَّ وَنَحْنُ عَبِیدُک التَّائِقُونَ إِلی وَلِیک الْمُذَکرِ بِک وَبِنَبِیک
خدایا! ما بندگان مشتاق توایم، در جستوجوی ولیای که یاد تو و پیامبرت را زنده میدارد...
خَلَقْتَهُ لَنا عِصْمَةً وَمَلاذاً
او را برای ما پناه و عصمتی قرار دادی...
وَأَقَمْتَهُ لَنا قِواماً وَمَعاذاً
و او را ستون و پناهگاهی برایمان برپا ساختی...
وَجَعَلْتَهُ لِلْمُؤْمِنِینَ مِنَّا إِماماً
و او را امامی برای مؤمنان از میان ما قرار دادی...
فَبَلِّغْهُ مِنَّا تَحِیةً وَسَلاماً وَزِدْنا بِذلِک یا رَبِّ إِکراماً
پس درود و سلام ما را به او برسان، و با این لطف، بر بزرگواریمان بیفزا ای پروردگار کریم...
وَاجْعَلْ مُسْتَقَرَّهُ لَنَا مُسْتَقَرّاً وَمُقَاماً
و محل اقامت او را، اقامتگاه و آرامشگاه ما قرار بده...
وَأَتْمِمْ نِعْمَتَک بِتَقْدِیمِک إِیاهُ أَمامَنا حَتَّی تُورِدَنا جِنَانَک وَمُرافَقَةَ الشُّهَداءِ مِنْ خُلَصائِک
و نعمت خود را با مقدم داشتن او بر ما کامل گردان، تا ما را به بهشتت و همراهی با شهیدان برگزیدهات رسانی
اللّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ وَصَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ جَدِّهِ وَ رَسُولِک السَّیدِ الْأَکبَرِ
خدایا! بر محمد و خاندان او درود فرست، و بر محمد، پدر بزرگش و فرستادهات، آن بزرگوارِ برتر
وَعَلَی أَبِیهِ السَّیدِ الْأَصْغَرِ وَجَدَّتِهِ الصِّدِّیقَةِ الْکبْری فاطِمَةَ بِنْتِ مُحَمَّدٍ صلَّی اللّه عَلیهِ وآلِهِ
و بر پدرش، آن بزرگوارِ فروتن، و بر مادر بزرگش، صدیقهی کبری، فاطمه دختر محمد (درود خدا بر او و خاندانش)
وَعَلَی مَنِ اصْطَفَیتَ مِنْ آبائِهِ الْبَرَرَةِ وَعَلَیهِ أَفْضَلَ وَأَکمَلَ
و بر پدران نیکوکارش که برگزیدی، و بر او برترین و کاملترین درودها را بفرست
وَأَتَمَّ وَأَدْوَمَ وَأَکثَرَ وَأَوْفَرَ مَا صَلَّیتَ عَلَی أَحَدٍ مِنْ أَصْفِیائِک وَخِیرَتِک مِنْ خَلْقِک
درودی تمام، پایدار، فراوانتر و پر برکتتر از هر درودی که بر یکی از برگزیدگانت و خاصان خلقتت فرستادهای
وَصَلِّ عَلَیهِ صَلاةً لَاغایةَ لِعَدَدِها
و بر او درود فرست، درودی بیپایان از نظر شمار
وَلَا نِهایةَ لِمَدَدِها، وَلَا نَفادَ لِأَمَدِها
و بینهایت از نظر مدت، و پایانناپذیر از نظر زمان
اللّهُمَّ وَأَقِمْ بِهِ الْحَقَّ، وَأَدْحِضْ بِهِ الْباطِلَ
خدایا! با او حق را برپا دار، و با او باطل را ریشهکن ساز
وَأَدِلْ بِهِ أَوْلِیاءَک، وَأَذْلِلْ بِهِ أَعْداءَک
و با او دوستانت را عزیز گردان، و دشمنانت را خوار و زبون نما
وَصِلِ اللّهُمَّ بَینَنا وَبَینَهُ وُصْلَةً تُؤَدِّی إِلی مُرافَقَةِ سَلَفِهِ
خدایا! میان ما و او پیوندی برقرار فرما که ما را به همراهی با نیاکان پاکش رهنمون شود
وَاجْعَلْنا مِمَّنْ یأْخُذُ بِحُجْزَتِهِمْ
و ما را از کسانی قرار ده که دامن ایشان را میگیرند
وَیمْکثُ فِی ظِلِّهِمْ، وَأَعِنَّا عَلَی تَأْدِیةِ حُقُوقِهِ إِلَیهِ
و در سایه ایشان قرار میگیرند، و در انجام حقوقش یاریمان ده
وَالاجْتِهادِ فِی طاعَتِهِ، وَاجْتِنابِ مَعْصِیتِهِ
و توفیق تلاش در بندگی او و دوری از نافرمانیاش عطا فرما
وَامْنُنْ عَلَینا بِرِضاهُ
و از رضایت او ما را بهرهمند کن
وَهَبْ لَنا رَأْفَتَهُ وَرَحْمَتَهُ وَدُعاءَهُ وَخَیرَهُ مَا نَنالُ بِهِ سَعَةً مِنْ رَحْمَتِک
و مهر و رحمت و دعای او و نیکوییاش را به ما ببخش، که از طریق آن به گستردگی رحمت تو دست یابیم
وَفَوْزاً عِنْدَک، وَاجْعَلْ صَلاتَنا بِهِ مَقبُولَةً
و رستگاری نزد تو نصیبمان ساز، و نمازمان را به واسطه او پذیرفته قرار ده
وَذُنُوبَنا بِهِ مَغْفُورَةً، وَدُعاءَنا بِهِ مُسْتَجاباً
و گناهانمان را از رهگذر او آمرزیده، و دعایمان را مستجاب فرما
وَاجْعَلْ أَرْزاقَنا بِهِ مَبْسُوطَةً، وَهُمُومَنا بِهِ مَکفِیةً
و روزیهایمان را به واسطه او گسترده، و نگرانیهایمان را برطرف کن
وَحَوَائِجَنا بِهِ مَقْضِیةً، وَأَقْبِلْ إِلَینا بِوَجْهِک الْکرِیمِ، وَاقْبَلْ تَقَرُّبَنا إِلَیک
و نیازهایمان را روا گردان، و روی گرامیات را به سوی ما بنما، و قرب ما را نزد خود بپذیر
وَانْظُرْ إِلَینا نَظْرَةً رَحِیمَةً نَسْتَکمِلُ بِهَا الْکرامَةَ عِنْدَک ثُمَّ لَاتَصْرِفْها عَنَّا بِجُودِک
و با نگاه مهربانانهات به ما بنگر که کرامت نزد تو را به کمال رساند، و آن را به فضل خود از ما بازمدار
وَاسْقِنا مِنْ حَوْضِ جَدِّهِ صَلَّی اللّهُ عَلَیهِ وَآلِهِ بِکأْسِهِ وَبِیدِهِ رَیاً رَوِیاً هَنِیئاً سائِغاً لَاظَمَأَ بَعْدَهُ
و ما را از حوض جدّ او (صلى الله عليه وآله) با دست مبارکش سیراب ساز، سیرابیای گوارا و شیرین، که پس از آن هرگز تشنه نشویم
یا أَرْحَمَ الرَّاحِمِینَ
ای مهربانترین مهربانان…